تبليغاتX
بن بست تنهایی
تا نهایت ثانیه هایی که خدا آفریده دوستت دارم...

سلام ...

خوبید ؟؟؟

امروز میخوام یه متن بزارم از معصوم که میگه برای عشقش نوشته شما میدونید اسم عشق معصوم چیه ؟؟؟

 

چکه چکان باران باز هوا را پر از یاد تو کرده ای نازنین
باز چشم هایم به آسمان حسادت کرد و نگاهم به جای خالی تو عادت نکرد
امشب خبری از ماه نیست . ماه من هم گم شده انگار
و سرما شلاق می کشد بر تن شلاق دیده ی من
جنون خون پیکرم ، فواره فواره می خواند لیلاترین شعرهای دیوانگی اش را
باد ، زوزه ای مرگبار کشید چنگ در پیکر زخم خورده ام زد . انگار می خواهد مرا با خود ببرد تا آن سوی دورها !
به یاد آن باران ها که چترم . پناه شانه ی تو بود مگر می توان نگریست ؟!
حال دیگر چشمهایم به آسمان طعنه می زنند
تمنای دست هایم تا آغوش تو دراز است
و باز حسرت چشم هایم به رنگ نبودنت ...
شاهزادهی رویاهای رنگین
مالک قصر آرزوها
درس درس عشق و انتظارت در مکتب
دلم هرگز تکراری نخواهد شد
تا ابدیت ثانیه هایی که خدا آفرید دوستت دارم

 

ممنون بهمون سر میزنید ... .

توی این روزا ما رو از دعاتون محروم نکنید ... .

یا علی ... .

تا بعد ...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 9:5 توسط ..:: .:.معصوم.:. ::..

سلام

به یاد معصوم نوشتمش پس بخون و نظر بده :

 

یئنه توشدوم درده نیلییم الاه چارم نَدی ؟

یاریم یانیمدا دوی قالمیشام گوز یولارا ...

اللاهیم نیلییم ؟؟؟

منن اونون اراسیندا مین قدم یول ...

اللاهیم نیلییم ؟؟؟

اورگیم سیر ایدیر اونون خیالینا ...

اللاهیم نیلییم ؟؟؟

اُولوب یالقیزلیقیمین مونسی اونو یازغیلاری

یاش توکوم  توکمویوم  گوزدن ...

اللاهیم نیلییم ؟؟؟

ساچلاریم دنَ دنَ خزان اولور

او خزان اولان ساچلاریم آغ اولور

اللاهیم نیلییم ؟؟؟

قالمیشام گوز یولا یاریم گله ...

قالیم ! قالمییم !!!

اللاهیم نیلییم ؟؟؟

اللاهیم نیلییم ؟؟؟

اللاهیم نیلییم ؟؟؟

 

حالا معنی این شعر رو براتون میزارم :

 

بازم لحظات عمرم به گاه درد رسید خدایم چاره ام چیست ؟

یارم کنارم نیست مانده ام چشم انتظار ...

خدایم چه کنم ؟؟؟

بین من و او هزاران گام راه ...

خدایم چه کنم ؟؟؟

دلم در خیال او سیر می کند ...

خدایم چه کنم ؟؟؟

مونس تنهائی های من نوشته های او شده است

آب از چشمان روانه کنم نکنم ...

خدایم چه کنم ؟؟؟

موهایم تک تک گرفتار خزان می شوند

آن موهای خزان زده ام تک تک سفید می شوند

خدایم چه کنم ؟؟؟

مانده ام چشم به راه تا یارم بیاید ...

بمانم ! نمانم !!!

خدایم چه کنم ؟؟؟

خدایم چه کنم ؟؟؟

خدایم چه کنم ؟؟؟

 

تا بعد ... .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 13:16 توسط ..:: .:.معصوم.:. ::..

سلام ...

منم ساجد همون ادم دیوونه که دیوونه ی معصوم خانمی شده امروز بهم گفت برو وبلاگم رو آپ کن نذار سوت و کور بمونه منم گفتم چی بزارم چی نزارم یاد دوتا شعر خانم خانما افتادم که میزارمشون وبلاگ مادام معصوم خانمی :

 

اولی اسمش هست دوستت دارم :

 

شب آغاز طلوع

شب باهم ماندن

تا فراسوی زمان

شب عاشق بودن

دلهره ی دست های پاک

پشت دیوارهای سرد ندانسته ها

خنجرهی آهنین

می کشد انتظار

پاره کند بی قرار

دل بی تاب و پر از شور تپش

می تپد آرام و گرم

فصل دوست داشتن

آموزش عاشق ماندن

در کنار هجرت هر ثانیه دستهای بی پناه ما

سهم یکدیگرند از آرامش دنیا

پرده های رنگین پر از شادی

طرحی از هزار نقش خوشحالی

همه افسوس ؟!

همه خالی ؟!

رقص و پایکوبی در سرای بی خیالی

می نهد گاهی جوان در دل دخترک ...

پشت دیوار پر از هیچ و سکوت

قلبها جنس دل دیوار است

هر نگاه پیری و یخی تهی از دلدادگی

می خراشد دل دختر

خون گرم می چکد آرام آرام

می نگارد زیبا :

دوستت دارم

 

حالا هم اولین شعر با قافیه ی معصوم خانمی که توی عمرش گفته :

 

جشن نور ستاره ها در سینه ی سیاه آسمان

نو افشانی ماه و چشمک ستارگان

شب پر از زیبائید در دلش هزاران راز

جشن نور افشانی با هزاران آواز

شب عروج تا عشق شب دلدادگی

شب ابطلا تا حد جنون شب آوارگی

شب تنهائی دلهائی که تا ابد مال همند

شب عریانی چشمانی که پر از عشق و تبند

شب هجرت از شهر دیوان سیاه بی احساس

شب کوچ به شهر هزاران آواره ی حادثه ساز

فصل رفتن و سفر زاده شدن از نو

قسمت تو من شد ُ قسمت من شد تو

کوله پشتی خورشید بر تن آسمان

وارث دلهره ی عشقی است بر دلمان

 

برامون دعا کنید ...

اها نظرم یادتون نره ...

باتشکر ساجد

تا بعد ... .




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 13:59 توسط ..:: .:.معصوم.:. ::..